هفت روز دیگه (13 سپتامبر) ، موزیک ویدئوی What You Want اونسنس پخش میشه/ این دو تا عکس هم اسکرین شات از موزیک ویدئو هستش:

گروه اونسنس داره حاضر میشه که فردا اولین موزیک ویدئوی آلبوم جدید رو ضبط کنن، گروه ، به 200 نفر از طرفدارای اونسنس هم ایمیل زده و ازشون دعوت کرده که در پشت صحنه ساخت موزیک ویدئوی What You Want حضور داشته باشن ، اولین سینگل از آلبوم جدید اونسنس با نام What You Want نهم آگوست قراره منتشر بشه
گزارشکر شبکه MTV در توییتی اعلام کرد که نمونه کاری از اولین سینگل از آلبوم جدید اونسنس دوشنبه این هفته در سایت http://MTVNEWS.COM منتشر میشه
ایمی دیروز تو یه توییت غیرمنتظره تاریخ انتشار آلبوم جدید اونسنس رو اعلام کرد ضمنا رسما اعلام کرد که Troy McLawhorn به گروه اونسنس بازگشته.
ایمی تو توییتش اینطور نوشته:
آره! مفتخرم اعلام کنم که Troy McLawhorn به اونسنس برگشته. آلبوم جدید عالی هستش و تاریخ انتشارش چهارم اکتبر 2011 (سهشنبه 12 مهر 1390) هست، ما دوستت داریم تروی ، خوش اومدی !

تروی گیتاریست جایگزین گروه اونسنس به جای جان لی کامپت در تورهای آلبوم The Open Door اونسنس در سال 2008 بود. در همون سالها اون گیتاریست رسمی گروه Seether بود اما در اپریل 2011 اعلام کرد که بخاطر عدم توافق ، از گروه Seether جدا میشه و همونطور که خیلی از طرفدارای اونسنس انتظار داشتند اون دیروز رسما به اونسنس برگشت.
ضبط وکال (صدای خواننده بر روی آهنگ) آلبوم ِ جدید اونسنس هم شروع شد. اینهم عکسی از ایمی در همان لحظات ضبط وکال:

یمی دیروز ویدئوی جدید در توییتر خودش آپلود کرد. تو این ویدئو ایمی در حال نواختن قسمتی از یکی از آهنگهای آلبوم جدید با پیانوست... . این ویدئوی کوتاه رو از لینک زیر می تونید مشاهده کنید کنید:

در خبری دیگر مشخص شد که گروه اونسنس ، امسال در فستیوال Rock n Rio در ریودو ژانیرو برزیل، بعنوان یکی از گروه های شرکت کننده ، حضور خواهد داشت.
Troy McLawhorn گیتاریست موقت گروه اونسنس در تورهای گروه در دوسال گذشته ، با جدایی قطعی خودش از گروه Seether ، مجددا به گروه اونسنس اما اینبار بنظر بعنوان عضو ثابت به گروه، پیوسته، شاون مورگان (دوست پسر سابق ایمیلی) ، خواننده و لیدر گروه Seether در توییتهایی تقریبا توهین آمیز خبر از جدا شدن Troy McLawhorn از گروه و پیوستنش به گروه اونسنس داده بود
Troy McLawhorn
خب یه خبر خیلی خوب درباره آلبوم جدید: بالاخره اعضای گروه از روز دوشنبه 11 آوریل قراره برن تو استودیو و ضبط آلبوم جدید رو شروع بکنن ، ایمی اینو دیروز تو توییترش بعنوان یه خبر رسمی اعلام کرد
ایمی لی بالاخره بعد از مدتها ، دیروز پست جدیدی رو در اوتردز فرستاد ، متن پست اینه: بسیار خب ، جریان اینه، اعضای گروه برای آغاز پیش تولید آلبوم جدید ، تو این هفته، دارن آماده میشن، خیلی هیجان داریم . ما شما رو از آنچه که قراره اتفاق بیفته باخبر خواهیم کرد، اما همه ی چیزی که الان می تونستم بگم ، همین بود، متتظر باشید...
چند شب پیش Ben Moody یک متن بلند بالا ارسال کرد و هر چی که بود راجع به جدایی خودش از اونسنس گفت و در اون توضیح داد که 7 سال پیش چه اتفاقی افتاد که گروه رو ترک کرد.
" اسم من بن مودیه ، عضو سابق و اولیه ی اونسنس.
من کسی نیستم که تو انجمن های آنلاین فعالیت کنم ، نمیرم سایت های هواداری رو بخونم یا مقاله های راجع به کارهام رو مرور کنم و تقریبا" هرگز نظراتی که برای ویدئوهای YouTube فرستاده شده رو چک نمی کنم .
به هر حال ، داشتم به یکی از دوستام اولین سینگل We Are The Fallen یعنی Bury Me Alive رو روی YouTube نشون میدادم . نمیشد متوجه نشم که اونجا بیشتر از 4000 تا نظر فرستاده شده بود . کنجکاوی به من غلبه کرد و می خواستم بدونم آخه یک موزیک ویدئو چی داره که سزاوار هزاران نظر شخصی بشه که معنیش میتونه ماهها بحث باشه .
من هیچوقت توجهی به نظرات افراد ناشناس آنلاین که معمولا بیش از حد انتقادی یا بی دلیل کینه جویانه هستند نمی کنم . هیچ وقت هم انتقاد یا سوء نیتی که هدفش من بودم هم روی احساساتم تاثیری نمیذاره . چیزی که کسانی که هرگز منو از نزدیک ندیدن راجع بهم میگن جایی تو ذهن من نداره . و هرگز حرکتی برای دفاع ، پاسخ دادن و حتی تصدیق کردن اشتباهات و بی دقتی های بی شمار که در مورد زندگی من میشه نکردم . اما ، به دلایلی ، میخوام سکوتم رو بشکنم . شکی ندارم که بسیاری از شما به اشتباه این رو کوششی مغرورانه برای دفاع از خودم تعبیر می کنید . اما حقیقت اینه که الان تنها امید من اینه که شاید بتونم ، مقداری از شکوه و آرامش رو به چیزی برگردونم که برای من خیلی مهمتر از ایناست که کسی بتونه بفهمه.
چیزی که جدا" تحمل من رو از بین برده ، فقط تاثیر گروه We Are The Fallen روی طرفدارهای اونسنس در تمام جهان و گمانه زنی ها راجع به نیت ما نیست ، بلکه فضای بی حرکتی به وجود اومده که تبدیل شده به یک موج خیلی کینه جویانه و قهرآمیز که من واقعا نمیتونم راجع بهش سکوت کنم .
از 4100 تا نظر ، 4000 تاش چیزی نبود به جز نظرهای مشابه که مدام این بحث مسخره ی WATF vs EV / Ben vs Amy رو ادامه میدادن.
تنها انگیزه ای که باعث شد من بعد این همه سال سکوت همه چیز رو بگم ، خودداری تعداد زیادی از طرفدارهای اونسنس از ادامه ندادن به این بحث و توجه نکردن اونها به چیزهای که مهم هستن بود ... با این که تنها دو نفری که باعث جدایی درون اونسنس شدن سالها قبل از این قضیه گذر کرده بودن .
شکل گرفتن WATF و احساسات شدیدی که بعد از اون به وجود اومده باعث شده که من احساس کنم باید همه چیز رو روشن کنم ، قبل از این که این معضل بی اساس از کنترل خارج بشه . جالب این که ، این همون چیزیه که باعث شده بعضی از شما احساسات سختی داشته باشید و همین من رو متقاعد می کنه که حرف بزنم . پس شروع می کنم :
برای یک بار ، من نمیخوام اتفاقات شیرین و خوشایند رو تعریف کنم ، میخوام به شما دقیقا" بگم که در اکتبر 2003 چه اتفاقی افتاد. شکی نیست که تعداد زیادی از شما به نظرات و گمانه زنی های خودتون می چسبید ، بدون به توجه به چیزی که من برای گفتن دارم . این حق شماست ... با این که به مقدار زیادی حمافت احتیاجه تا فکر کنید نظر خودتون درسته ، حتی وقتی که هیچ شباهتی به چیزی که اشخاصی که خودشون اونجا بودن میگن نداره .
ایمی لی و من دوستیمون و رابطه ی کاریمون رو توی نوجوونی شروع کردیم . دیدار ما تنها عاملی بود که زندگی ما رو تحث تاثیر قرار داد و ما باور داشتیم که سرنوشت این زندگی ها رو رفم میزنه . هیجان انگیز و ارزشمند بود ، و انگیزه ای که به من میداد بیشتر از هر رابطه ی دیگری بود که در زندگیم داشتم . وقتی ما اولین ضبطمون رو با هم کردیم ، من فهمیدم که برای چی زندگی می کنم . و هیچ وقت چیز دیگه ای رو بررسی نکردم . کمی بعد از اون ما قطعه ی گمشده مون ، و همدم موریکال تمام زندگی من ، David Hodges رو پیدا کردیم . سالها کنار هم دنیاهامون رو به هم پیوند می زدیم و ترکیب ما بود که اونسنس رو متولد کرد . تو سال پنجم ، ما به اون موسیقی ای رسیدیم که هممون آرزو داشتیم از سرمون به روی نوار منتقلش کنیم . با این که بعضی از کسانی که می شناختیم انگیزه ی قوی ما برای این طور زندگی کردن رو درک نمی کردن ، ما سه تا هرگز تو تصمیممون برای اینکه تو این دنیا چیزی بیاریم که بزرگتر از هممون باشه مردد نبودیم . تا جایی که می شد credit card ها رو مصرف کردم تا چیزهای مورد نیاز برای ساختن اولین cd مون رو بخرم . وقتی نتونستم قبض ها رو پرداخت کنم ، من و دیوید آپارتمانمون رو از دست دادیم . ما هرجایی که تونستیم خوابیدیم ، شب های زیادی روی توی یک وانت سپری کردم ، تا وقتی که ایمی مدرک گرفت و همه مون می تونستیم اونجا رو ترک کنیم و دنبال رویاهامون بریم . هیچ کدوم از اینها برای من مهم نبود . حاضر بودم هر کاری به خاطرش بکنم . آخرش خودمون رو در حالی پیدا کردیم که قرارداد بسته بودیم و توی لس آنجلس در حال نوشتن " Fallen " بودیم . سه تامون با هم زندگی می کردیم ، همه ی کارها رو با هم انجام میدادیم . همه ی اونچه که داشتیم بودیم. اما یک حقیقت ظالمانه ی زندگی اینه که آدمی که تو توی 15 سالگی هستی ، با اونی که تو 18 سالگی هستی تفاوت داره ، و 21 سالگی ... من الان با آدمی که توی اونسنس بودم خیلی تفاوت دارم . من هر کاری که می تونستم کردم که اون شخصیتم رو از بین ببرم . بعضی موقع ها زمان شما رو به هم نزدیک می کنه و بعضی موقع ها دور . ما آدم های خیلی جوونی بودیم در یک موقعیت خیلی حساس ... و ما داشتیم دو تا آدم خیلی متفاوت می شدیم . فکر می کنم ما هر دومون روی بدتر شدن رابطه مون و ناراحتیمون از هم سهم داشتیم و این سریعا" تبدیل به مارپیچی رو به زوال از دشمنی ، نظرات کاملا" مخالف و محیطی شد که سریع به هم می ریخت. وقتی که برای نشون دادن " Fallen " به تور رفتیم ، به طور غم انگیزی همه چیز برامون تموم شده بود . از دیوید جدا شده بودیم و تقریبا" رابطه مون با کسی که برادر من بود از بین رفته بود . در اون زمان ، جوون بودن و در این موقعیت عالی قرار گرفتن ، من رو کسی کرد که دوست نداشتم . و قدرتی نداشتم برای عوض شدن . دوست دارم باور کنم که اگه ایمی به گذشته نگاه کنه ، اون هم مثل من بخواد مشکلاتو یک جور دیگه کنترل کنه .
بدیش اینه که ، این سرسپردگی کاملا" برابر من و ایمی برای اونسنس بود که ما رو در این چنین تصاد بی نهایتی قرار داد . ما خواسته ها و شخصیت های کاملا متضادی داشتیم و این با غرور جوونی و بی تجربگی ترکیب شده بود ( و سستی خیلی زیاد و گمراهی که من دچارش بودم ) که به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد . ما کاملا" این حقیقت که داشتیم تنها چیزی رو که خیلی برامون عزیز بود مسموم می کنیم رو نادیده گرفتیم. من آدم بیخودی بودم ، و ایمی مثل خودم باهام برخورد کرد . در شب 22 اکتبر 2003 همه چیز با بالاترین حد خودش رسید . و به خاطر عصبانیت و نا امیدیم ، من فاتحه ی اونسنس رو خوندم . اون موقع ، هیچ راهی نبود که ما بتونیم یک آلبوم دیگه رو با هم کامل کنیم . احتمالش زیاد بود که تا آخر تور دووم نیاریم . هیچ کدوم از ما حاضر نبود که کم بیاره . هر احساسی که داشتم به صورت خشم خودشو بروز میداد . جایی که بهش رسیده بودیم منو ویران کرده بود . تمام چیزی که من وجودم رو بر پایه ی اون گذاشتم ، رویای دور از دسترسی که به حقیقت پیوسته بود ...یک کابوس بود . و من قدرت متوقف کردنش رو نداشتم . ما اونقدر راجع به اونسنس احساسی بودیم و به برنامه های مخالفی که برای آینده داشتیم تاکید میکردیم که کسی که یک روز بهترین دوستم بود و من ، دشمن هم شدیم .
اون عصر که گذشت ، برای اولین بار دیدم که داریم با خودمون چی کار می کنیم ، نه این که فقط خودمون آزار ببینیم ، بلکه روی تمامی کسانی که اطراف ما بودن تاثیر میذاشت . ما بدجوری با هم جنگیدیم و اونسنس تاوانش رو داد . نمی تونستم بخوابم ، اگه یکیمون گروه رو ترک نمی کرد ، شانس من برای این که تو این دنیا یه چیزی بزرگتر از خودم رو جا بذارم از بین میرفت . من قبلا سعی کردم ، به خاطر بی توجهی ، غرور و رنج ، تا ایمی رو راضی کنم که گروه رو ترک کنه . این که بهتره جدا شیم و اونسنس به اون نیازی نداره . من آزار دیده بودم و می خواستم اون هم مثل من آزار ببینه . ایمی ... اگه به دلایلی این متن به چشمت افتاد ... امیدوارم بدونی من واقعا به این باور نداشتم . امکان نداشت بذارم که کسی روی اون استیج بیاد و شعرهای تو رو بخونه. من از خودم رهایی نداشتم . اگر حتی اونقدر احمق بودم که همچین قصدی داشته باشم ، هیچ وقت من رو به چیزی که از ته قلبم می خواستم نمی رسوند ... این که اونسنس ادامه بده . ممکن بود تبدیل به یک چیز مسخره بشه . اون شب وقتی با احساس شکست و شرمندگی کامل توی اتوبوس نشستم ، راه فراری از واقعیت نبود . یا من میرم ، یا اونسنس میمیره . جوری داغون شدم که واقعا هرگز نمیتونم توضیح بدم . تمام وجود من ، ارزش من ، هویت من این موسیقی بود ، این گروه بود. اگر زندگی من معنی ای داره ، اونسنس هم باید یک معنایی داشته باشه .
به دلایلی خیلی ها فکر می کنن جدایی من "خیانت" یا "تنها گداشتن" و بر خلاف خواسته ی گروه بود . واقعا نمیدونم این نظر ازکجا اومده ، چون در شب بیست و دوم ، ایمی خواسته اش رو شفاف بیان کرد ، برام یک پیام فرستاد که ازش نقل می کنم : " یک هواپیما بگیر ، و هرگز برنگرد "
وقتی اون کلمات رو شنیدم ، کاملا" فهمیدم که من به خودم اجازه دادم که آدمی بشم که کسی که زمانی بهترین دوستم بود این احساس رو راجع بهم داشته باشه . واقعا غم انگیزه که تعداد خیلی زیادی از شماها جدایی من رو به دیده ی دشمنی و خلاصی دیدید . من یک سری حقایق مهم رو میگم که از دست همه ی شما در رفتن ...
من رفتم که اونسنس بتونه ادامه بده .
چه چیزی رو ترک کردم ؟
مقصودم چی بود ؟
تمام چیزی که زندگیم بر پایه ی اون شکل گرفته بود . رویاهام . آینده ام . موسیقی ای که تو این دنیا بیشتر از همه دوستش داشتم . انگار کسی به این فکر نکرده که بعدش دیگه زندگیم هدف و برنامه ای نداشت. جدا شدن مثل از دست دادن یک بلیت برنده ی لاتاری بود . رویایی که انقدر بزرگ و بی نظیره که اتفاق افتادنش در تمام طول یک زندگی معمولی نیست . میلیون ها دلار ، سالها حس امنیت . و تنها شانس من برای رسیدن به پاداش کار ، ایمان و تعهدم . هویت لعنتی من . یک درصد تمام کسانی که در تمام تاریخ به همچین رویایی رسیدن هم نمی تونن بفهمن که چطوری قربانی شدم . سوار اون هواپیما شدن به این معنی بود که وقتی پیاده میشم ، همه ی چیزهای که زندگیم بهشون وابسته بود رفته بودن . و هیچ خیال باطل یا امیدی نبود که دوباره بتونم به اوج برسم . یک لحظه سعی کنید که تصور کنید توی همچین موقعیتی هستید . واقعا کم پیش میاد که یک آدم توی تمام زندگیش با همچین تصمیمی رو به رو بشه . و بدتر از همه این که ، من فقط یک بچه بودم .
نه تنها به ایمی همون چیزی رو دادم که اون واقعا می خواست ، و به اونسنس همون چیزی که واقعا احتیاج داشت ، بلکه هر کار می تونستم کردم که هیچ تاثیر منفی ای روی مسیر رو به موفقیت جهانی اونسنس که به سرعت پیش می رفت نذارم . من آروم و ساکت رفتم . اونسنس حتی یک اجرا هم از دست نداد . هیچ بحث کوچکی هم راجع به حقوق و دارایی ها نبود . من 50% از حق مالکیت و برند اونسنس که خیلی باارزش شده بود رو داشتم . اون رو شفاف و مجانی به ایمی دادم . نخواستم که سهمی خریده بشه و درخواست معامله هم نکردم . فقط یک جدایی بی دردسر . وقتی ناراحتی ها به نظرات تهمت آمیز راجع به من در رسانه ها که بعضی موقع ها کاملا" اشتباه بودن انجامید ... هیچی نگفتم . وقتی که همون طرفدارهایی که ارتباط خیلی عمیقی باهاشون از طریق موسیقی ای که کمک کردم ساخته بشه داشتم ، تصمیم گرفتن که واجبه که طرف یک نفر رو بگیرن ، و این به مخالفت های شدید علیه من انجامید ... هیچی نگفتم . برای 7 سال هر کاری تونستم کردم که هیچ مساله ای برای اونسنس درست نکنم . هیچ کس ... هیچ کس نمی تونست این جدایی رو آرومتر ، محترمانه تر یا سخاوتمندانه تر انجام بده . "
بقیه متن رو به انگلیسی از لینک زیر مطالعه کنید:
http://www.evboard.com/a-message-from-ben-moody-40377.html
منبع: Metallicaclub.ir و صفحه طرفداران فارسی زبان اونسنس در فیس بوک
عکسهای جدیدی از گروه منتشر شده که اونها در استودیو مشغول ضبط آلبوم جدید که پاییز سال 2010 منتشر میشه می بینیم:
بقیه عکسها در ادامه مطلب
# برای جشن سالگردمون (ازدواج) رفتم پیش شکسته بند!!، خبر خوب اینه که مچ پام نشکسته اما خبر بد اینه که باید چند هفته ای رو کج دار و مریض سر کنم. چلاق!!
# نگران من نباشید فقط پام بشدت رگ به رگ شده. من خیلی خوش شانسم که یه مرد عالی، ازم مراقبت می کنه مث یه گربه
اینهم جدیدترین عکس جان لی کامپت نوازنده گیتار گروه We Are The Fallen در حال ضبط موزیک ویدئوی Bury Me Alive هست. بگفته ی سایت رسمی گروه، ضبط اولین آلبوم گروه We Are The Fallen هم به پایان رسیده و 11 می اولین آلبوم اونها منتشر خواهد شد ، اولین سینگلشون هم همین آهنگ Bury Me Alive خواهد بود:
صبح امروز ایمی در Evclub درباره وضعیت درامر اونسنس گفته: ویل (هانت) در استودیو ضبط گروه Black Label Society داره درام میزنه و تو تعدادی از تورهای اونا تو تابستان باهاشون خواهد بود. اما او در تمام تورهای پیش روی ما (برای گروه اونسنس) حضور خواهد داشت

ایمی امروز در صفحه توییترش اعلام کرد که ضبط آلبوم جدید اونسنس از دوشنبه این هفته آغاز خواهد شد...
سایت آمازون پیش فروش آلبومی با عنوان Muppets Revisited رو آغاز کرده. در این آلبوم 5 آهنگ ساخته شده توسط خوانندگان مختلف درباره ی گروه عروسکی Muppets (شوی عروسکی معروفی در آمریکا) اجرا شده. یکی از آهنگها هم با عنوان Halfway Down the Stairs توسط ایمی لی اجرا شده... این آلبوم در سال 2010 منتشر خواهد شد.

اطلاعات سایت Muppet ها درباره ی این البوم
صفحه خرید این آلبوم در سایت آمازون
روز گذشته گروه اونسنس بعد از مدتها کنسرتی رو در شهر نیویورک با عنوان "secret show" اجرا کردند که خیلی مورد استقبال قرار گرفت، هرچند این کنسرت بصورت حرفه ای فیلمبرداری نشد اما طرفدارانی که اونجا حضور داشتند فیلمهای خوبی رو از این کنسرت گرفتند و منتشر کردند. این فیلمها از طریق لینک زیر قابل دسترسی هستش:
سلام بچه ها
نمیتونم باور کنم که دارم اینو میگم اما
من تصمیم گرفتم تا twitter رو امتحان کنم. فکر میکنم این چیز باحالیه که بتونی بهتر با دیگران در ارتباط باشی و من میدونم که نیاز دارم در مورد خودم در اونجا آگاهی بدم به خاطر اینکه در اونجا خیلی دیگه از " من ها " هم حضور دارند.
اسم من در twitter هست AmyLeeEv .
نمیتونم تضمین کنم که چیزای جالبی برای گفتن خواهم داشت اما اگه زیادی بی حوصله ای و نیاز به یه سرگرمی داری ، چرا دنبالم نمیای؟
در واقع ، فکر میکنم که یک ایده در مورد اولین توئیتم دارم
نظرتون در مورد اولین سورپرایزی که منتظرشید چیه؟
میبینمتون
با عشق
ایمی
از اینجا به بعد ؛ نقل قول هایی هست که مدیر Evthreads ، از توئیتر استخراج کرده :
نقل قول:
OK, here comes the surprise. It's gonna take a few tweets to tell you the whole thing.
خب ... سورپرایز داره میاد. میخوام تو چند تا پست کوتاه در مورد این کار کامل شده بهتون توضیح بدم
نقل قول:
Remember the Nightmare Before Christmas covers CD last year? They are making another one, this time its Muppet songs....
پروژه ی سی دی کاور Nightmare Before Christmas پارسال رو یادتون میاد؟
اونا دارن یکی دیگه هم میسازن
این دفعه اسمش هست Muppet songs
نقل قول:
When they asked me if I wanted to do a song, I thought it was a really cool idea but I didn't think there would be anything that fit me...
وقتی اونا از من سوال کردن که آیامن میخوام یه آهنگ رو بسازم؛ من فکر کردم که این واقعا" یه ایده ی خفنه اما فکر نمیکردم که چیزی وجود داشته باشه که به درد من بخوره....
نقل قول:
...but right before saying no, I went online and listened to all the songs just in case anything sparked, and I found something...
اما درست قبل از اینکه بگم نه ؛ من آنلاین شدم و به همه ی آهنگای اون مورد که ممکنه جرقه ای داشته باشند گوش کردم و یه چیزو پیدا کردم
نقل قول:
so Will Hunt (guy I did Sally's Song with) and I went completely crazy with it and it is really different and, I think,
REALLY cool...
بنابراین ویل هانت (دوستی که سالیز سانگ رو باهاش کار کردم) و من در موردش دیوونه شدیم و اون واقعا متفاوته و فکر میکنم اون واقعا" چیز داغونیه ...
نقل قول:
I thought it was going to come out this year but I've just been told its been pushed to spring, April I think....
من فکر میکردم که این یکی همین امسال بیرون یاد اما بهم گفتن که انتشارش به بهار و ماه آپریل موکول شده ...
نقل قول:
... so well have to wait a little bit for it, but I think its worth it. I'm really excited about it!
خب شما ها باید یک خورده ای منتظرش بمونید اما فکر میکنم ارزشش رو داره. من واقعا" در موردش هیجان زده م
نقل قول:
I have one more surprise and its not so far away... Stay tuned!
من یه سورپرایز دیگه هم دارم و اون خیلی دور نیست
میزان بمونید
نقل قول:
And hey, just so you guys know, the album is the priority. Its all I've been doing this year and I am dying to put it out. The plan is to get it out next year, but it definitely wont be out by April, so this Muppets thing is just an appetizer till then. I know that telling you something is coming out in 6 months seems kinda lame because its far away but Im just really excited (and when I first said there was a surprise I thought it would be out within a month). I know it sounds crazy but the song is killer. That's my opinion anyway, I had a great time making it.
Alright. Going back to work.....
love
Amy
و خب ، برای این که شماها بدونید ، آلبوم اولویت داره . تمام کاری که امسال کردم برای اون بوده و برای بیرون دادنش دارم میمیرم . برنامه اینه که سال دیگه بیرون بیاد ، اما مطمئنا تا آوریل بیرون نمیاد ، پس این آهنگ Muppets میتونه تا اون موقع به عنوان یه دسر باشه . می دونم این که بهتون بگم تا 6 ماه آینده یه چیز بیرون میاد یه جورهایی شرم آوره به خاطر اینکه خیلی مونده ،اما خب من واقعا هیجان زده ام . ( و وقتی من گفتم سورپرایز دارم خیال کردم یه ماهه بیرون میاد ) . میدونم دیوانه وار به نظر میاد ولی این آهنگ کشنده است ! در هر حال این نظر منه ، درست کردنش خیلی بهم حال داد .
خب دیگه ، برگردم سر کارها ...
با عشق
ایمی
ایمی دیروز در سایت Evthreads پست جدیدی رو در رابطه با کنسرت گروه اونسنس در کشور برزیل منتشر کرد:
"سلام بچه ها
میدونم که شما از قبل این موضوع رو میدونستید اما فقط میخواستم بگم که ما واقعا یکی از سرفصل های سه شب کنسرت سائوپائولو خواهیم بود ... ما فرصت کوتاهی پیدا کردیم تا بتونیم تنها یه کنسرت رو در طول بیش از یک سال گذشته اجرا کنیم ... من معمولا" نه گفتن رو تموم میکنم چون من خیلی رو پروژه ی جدید تمرکز کردم و نمیخوام از راه منحرف بشم (تهیه ی یک Ev show ، جدا" زمان و تدارکات زیادی رو لازم داره) اما نوشتن آهنگا همچنان به خوبی ادامه داره و شما برزیلی ها جزء بهترین و دیوونه ترین فن های ما به حساب میاید. ما تصمیم گرفتیم تا فقط بریم و انجامش بدیم... ما کار جدیدی ارائه نخواهیم داد و این یه کلکسیون از آهنگ هایی خواهد بود که شما میشناسیدشون (کار جدید یه مدت دیگه خواهد آمد )
همچنین میخواستم بهتون بگم که این اون سورپرایز نیست باز هم میگم که اون بالاخره خواهد آمد و اون چیزی جدید برای شنیدن خواهد بود.
من واقعا" عاشق این رفقای لبخند زن کوچیک هستم. و این یکی دیگه چه کوفتیه ؟
مثل یه روح میمونه که یه چوب لباسی رو قورت داده!
در هر حال در مورد نمایش من هیجان زده و مقداری دستپاچه ام به هر حال من هم ضمیر خاص خودم رو خیلی وقته که دارم ... نمیتونم برای داشتن دوباره ی اون احساس (احساس اجرای کنسرت) صبر کنم - سراسر در تسخیر موسیقی
عاشقتون هستم و برای دیدنتون در برزیل نمیتونم صبر کنم ...
زمان خوبی رو با هم خواهیم داشت..."

با عشق
ایمی
پست جدید ایمی در اوتردز:
سلام بچه ها ... حواستون باشه ....
آهنگ های زیادی در طول این تابستان نوشته شده و من دارم یه هیجان واقعی رو آغاز میکنم ... دوست خوبم ویل هم به یک تهیه کننده و یک نویسنده و برنامه ریز عالی تبدیل شد (خوش به حالم!) و ما نسبت به هم برای چیز های جالب و دوست داشتنی ای مقید شدیم ... من هنوز چیزیو فاش نمیکنم
تری و من داریم تو خونه ی من کار میکنیم مثل همون دوران سابق و زندگی واقعا" زیباست. من برای شما یه سورپرایز کوچک دارم که الان نمیتونم آشکارش کنم... اما اون به زودی معلوم میشه و من نمیتونم صبر کنم ... به محض اینکه اجازه ای برای صحبت کردن باهاتون دریافت کنم ، به شما اطلاع خواهم داد ...
با عشق
ایمی
پی نوشت : موزیک مورد علاقه ی من الان ایناست :
CSS, Depeche Mode (sounds of the universe)('in chains' especially), MGMT, MIA
wow ؛ من خیلی از چیزای اولیه رو فاش کردم
پی نوشت 2 : آلبوم EP سولوی دیوید هاگز فردا بیرون میاد ! تبریکات زیاد!
طبق گزارش yahoo music اونسنس از نظر رتبه ی فروش در هزاره ی جدید در کشور آمریکا رده ی 18 ام رو داره . جالب اینه که اونسنس با فقط 2 آلبوم رسمی به این رتبه دست یافته .
1. Linkin Park, 21,223,000
2. Nelly, 21,215,000
3. Nickelback, 19,414,000
4. Josh Groban, 19,147,000
5. Rascal Flatts, 19,083,000
6. Norah Jones, 16,728,000
7. 50 Cent, 15,589,000
8. Alicia Keys, 15,520,000
9. Coldplay, 14,426,000
10. Ludacris, 13,411,000
11. 3 Doors Down, 12,472,000
12. John Mayer, 11,467,000
13. Avril Lavigne, 11,404,000
14. Keith Urban, 10,858,000
15. Beyonce, 10,565,000
16. Kelly Clarkson, 10,276,000
17. Pink, 9,998,000
18. Evanescence, 9,965,000
19. Kanye West, 9,922,000
20. Carrie Underwood, 9,748,000.
منبع
یه خبر خیلی جالب...
ترن هوایی ( rollercoaster ) جدید Universal Orlando در کنار همه ی نوآوری ها و تکنولوژی جدیدی که داره ، یک راه بسیار جدید برای تجربه ی موزیکه . شما در ترن می شینید ، موریک مورد علاقه تون رو در هر سبکی که به اون علاقه مندید انتخاب می کنید و در اوج اون هیجان و سرعت بهش گوش میدید ! همه ی صندلی ها اسپیکرهای استریوی تکی دارن و شما می تونید صدا رو با قدرت 90 دسیبل گوش بدید .. طراحی این ترن طوری هست که موسیقی ای که افراد دیگه به اون گوش میدن به گوش شما نخواهد رسید . بعد از اتمام نوبتتون شما می تونید فیلم خودتون رو همراه با موزیکی که به اون گوش دادید به عنوان یک موزیک-ویدئو خریداری کنید .. که توسط دوربین های داخلی و بیرونی گرفته شده و همراه با جلوه های ویژه !
خبر جالب اینه که یکی از آهنگ های این ترن در سبک Classical Rock/Metal که برای ترن در نظر گرفته شده ، Bring Me To Life از اونسنس هستن . اون صحنه رو تصور کنید که گیتار خفن BMTL رو توی اون سرعت دارید می شنوید ... محشره !
ایمی در این مورد گفته :
" من فکر می کنم این واقعا استفاده ی خلاقانه از موزیکه . ما هیجان زده ایم از این که جزئی از یک کار خیلی نامعمول هستیم و همچنین طرفدارهامون می تونن موسیقی رو از این روش جدید فوق العاده تجربه کنن "
این هم لیست آهنگ هایی که تو این ترن میشه گوش داد :
Classic Rock/Metal
“Born to Be Wild,” Hinder
“Bring Me to Life,” Evanescence
“Gimme All Your Lovin’,” ZZ Top
“Kickstart My Heart,” Mötley Crüe
“Paralyzer,” Finger Eleven
“Rollin’,” Limp Bizkit
Rap/Hip-Hop
“Don’t Phunk With My Heart,” Black Eyed Peas
“Insane In the Brain,” Cypress Hill
“Pump It,” Black Eyed Peas
“Rock Star,” N.E.R.D.
“Sabotage,” Beastie Boys
“Stronger,” Kanye West
Club/Electronica
“Busy Child,” The Crystal Method
“Harder Better Faster Stronger,” Daft Punk
“Intergalactic,” Beastie Boys
“Keep Hope Alive,” The Crystal Method
“Le Disko,” Shiny Toy Guns
“Pump Up the Volume,” MARRS
Pop/Disco
“Bad Girls,” Donna Summer
“Glamorous,” Fergie
“Hella Good,” No Doubt
“I Will Survive,” Gloria Gaynor
“That’s the Way (I Like It),” KC and the Sunshine Band
“U Can’t Touch This,” MC Hammer
Country
“All Night Long,” Montgomery Gentry
“Guitars, Cadillacs,” Dwight Yoakam
“I Can Sleep When I’m Dead,” Jason Michael Carroll
“Living in Fast Forward,” Kenny Chesney
“Midnight Rider,” The Allman Brothers
“The Devil Went Down to Georgia,” The Charlie Daniels Band
معرفی ترن هوایی در سایت Universal Orlando
تو چند روز گذشته تعدادی عکسهای جدید از گروه We Are The Fallen و فعالیتهای این گروه منتشر شده :
برای دنبال کرده فعالیتهای این گروه لینکهای زیر رو دنبال کنید:
سایت رسمی: http://www.WeAreTheFallen.com
صفحه رسمی گروه در مای اپیس: http://www.myspace.com/WeAreTheFallen
صفحه توییتر گروه: http://www.twitter.com/WeAreTheFallen
عکسهای گروه در توییت پیک: http://www.twitpic.com/photos/WeAreTheFallen
مایکل جکسون ستاره موسیقی پاپ دیروز در سن پنجاه سالگی در لس آنجلس درگذشت...
مرگ آقای جکسون پس از آن اعلام شد که به علت ایست قلبی به وسیله نیروهای امدادی به بیمارستانی در لس آنجلس منتقل شد.
روزنامه لس آنجلس تایمز در وب سایت خود گزارش داد هنگام مراجعه ماموران امداد به منزل آقای جکسون، تنفس او متوقف شده بود. این گزارش می افزاید ماموران به احیای قلبی-تنفسی مایکل جکسون اقدام کردند.
بعضی از اعضای خانواده مایکل جکسون به بیمارستان رفته اند و صدها تن از علاقمندان او در اطراف بیمارستان تجمع کرده اند.
مایکل جکسون دارای سابقه مشکلات پزشکی بود و مورد مداوا بود.
او قرار بود کمتر از یک ماه دیگر پس از دوازده سال دوری از صحنه های جهانی، تور بین المللی خود را در لندن آغاز کند.

بهمین مناسبت خواننده گروه اونسنس "ایمی لی" پیام تسلیتی رو در فن کلاب رسمی گروه اونسنس منتشر کرد:
چه روز غم انگیز و غریبیه. مایکل جکسون،قطعاً بزرگترین ( و تأثیر گذارترین ) هنرمند تمام دوران ها است. او اولین و بزرگترین الگوی من بوده و من می دونم که برای خیلی از مردم هم همین طور است. من آرزو می کنم که او هم اکنون در جایی بهتر باشد و روحش به آرامش رسیده باشد. من احساس می کنم که این سوء تفاهم است (این اتفاق نیفتاده است) و فقط این حقیقت که موسیقی های مایکل برای همیشه جاویدان اند، به من آرامش می دهد - منبع
خب سایت گروه the fallen افتتاح شده و اگه داخل سایت برید می بینید که بخشی رو برای ثبت نام گذاشتن که تو اون از بازدیدکننده های سایت خواسته با پر کردن فرم سایت جز اولین هایی باشن که آهنگ Bury Me Alive ، اولین سینگل این گروه رو دانلود می کنن:
![]()
http://www.wearethefallen.com/
آپدیت:
این آهنگ رو از لینک زیر دانلود کنید:
دانلود آهنگ Bury Me Alive با کیفیت 256kb و حجم 7.5 مگابایت (اختصاصی وبلاگ)
دانلود آهنگ Bury Me Alive با کیفیت 92kb و حجم 2.5 مگابایت
دیشب از طرف ایمی متنی در فن کلوب رسمی گذاشته شد. متن از این قرار است...
چیزای کاملا" عجیب و غریبی این دور و بر در حال وقوع هستن . می خوام یه مقدار اغتشاشات رو از این طریق مرتب کنم.
همچنان که طرفداران ما میدونن ، بن مودی اونسنس رو در 2003 ترک کرد. اونسنس تو سال 2006 آلبوم بعدی رو در ادامه ی Fallen داد . اون "در باز" نام داشت و با کسب کردن رتبه ی یک بیلبورد شروع کرد و پلاتینوم رو فقط در عرض یک ماه فتح کرد.The Open Door بیش از 5 میلیون کپی در سرتا سر دنیا فروخت .
ما هم اکنون در حال کار کردن بر روی پروژه ی جدیدی هستیم که شدیدا" در موردش هیجان زده ام.
من ایمان دارم که برای ساخت موزیکی با ارزش تو باید به خودت اجازه بدی که آزادی برات آشکار بشه .من نیازی نمی بینم یک آلبوم رو دو بار بسازم .. پس من همیشه میخوام با خودم رقابت کنم برای ساخت چیزی بهتر ، قوی تر ، و جذاب تر از قبل.
این زمان میبره، اما این صبر برای من ارزش داره . امیدوارم برای طرفدارا هم داشته باشه. حواستون به موزیک جدید باشه برای سال بعد...
ایمی
سه تا از اعضای سابق گروه اونسنس (بن مودی {گیتاریست}، جان لی کامپت {گیتاریست} و راکی گری {درامر}) بهمراه Carly Smithson و Marty O'Brien گروه جدیدی رو بنام the fallen تشکیل دادن - منبع
این گروه قراره 22 ژوئن در یک کنفرانس خبری در "ویوو" معرفی بشه. اولین سینگل رسمی آنها با عنوان " Bury Me Alive " بصورت مجانی در سایت رسمی اونها منتشر بخواهد شد.

برای اطلاعات بیشتر به سایت USA Today مراجعه کنید.
ایمی لی و تری بالسامو 23 فوریه در Nashville حاضر خواهند شد و در برنامه ی Legends and Lyrics اجرا خواهند کرد .
این برنامه یک برنامه ی هنری است که موسیقی دانان از سبک های مختلف در آن اجرا خواهند کرد ... این برنامه بیشتر برای احترام به خالقان واقعی سبک های مختلف راه اندازی شده اما هنرمندان در آن آهنگ های ساخته ی خودشون و شعرهایی که گفتن رو با ترتیب خاص برنامه باید به اجرا در بیارن که نیاز به هنرمندی بی نظیری داره
( اطلاعات بیشتری داده نشده ) - منبع
بتازگی دمویی از این برنامه منتشر شده، در این دمو امی در حال اجرای آهنگ Bring Me To Life هست. این دمو رو از لینک زیر با دو فرمت MPG و یا 3GP (برای موبایل) دانلود کنید:
Legends and Lyrics
آقای Kris Allen همون طور که میدونید توی American Idol پیروز شد و یه جورهایی به شهرت و محبوبیت رسید . جان لی ( پدر ایمی لی ) کسی بود که طی یک سال گذشته مشوق Kris برای این کار بود و حالا توصیه هایی به او و خانواده اش کرده .. چون خودش تجربه ی به شهرت رسیدن ایمی رو داشته ..

Kris Allen
ایشون برای این کار یه نامه ی سرگشاده هم به درخواست دیگران ( اشخاص و افراد مربوط به مطبوعات ) برای این خانواده فرستاد ..
در ضمن این نامه در سایت evthreads هم گذاشته شده بود .
این نامه واقعا شخصیت بالای جان لی رو نشون میده از نظر من .. پایین هم تکه هایی از پست وحید جان هست هم نامه :
جان لی ، ساکن لیتل راک ، کسی که یک سال پیش Allen رو برای شرکت در برنامه تشویق کرد ، تقریبا میدونه که چه چیزی در انتظاره Allen هستش . دختر لی ایمی ، حدود 20 سالگیش با گروه راکش اونسنس به شهرت رسید .
" او در برابر انتقادات مقاوم تر خواهد شد " لی این را در حال دیدن فینال چهارشنبه در خانه اش در آرکنزاس غربی گفت ، " و شما دیگه اون رو هیچ وقت انقدر پاک و زودباور نمی بینید "
بعد از پایان برنامه ی چهارشنبه ، وقتی Allen برنده ی نهایی شد ، لی آخرین حرفش رو اضافه کرد ،
" خبرهای بد دارم " لی این رو وقتی گفت که Allen آخرین آهنگ عصر رو هم خوند " اون باید این آهنگ رو 10 میلیون بار بخونه "
متن نامه ی جان لی به خانواده ی Kris Allen
Neil عزیز ،
تقریبا یک سال شده که تو و Kimberly ، کریس رو به خونه ام آوردید تا برام بخونه . یک سال چه تفاوت هایی که ایجاد نمی کنه ! کریس چند تا آهنگ اجرا کرد و همون طور که میدونی ، ما واقعا نظرمون این بود که اون همه چی رو با هم داره ( استعداد ، اصالت ، موسیقی شناسی ، سن ، ظاهر ) . اون بهترین کسی بود که توی آرکنزاس مرکزی دیده بودم .
اون موقع ، اون علاقه داشت که توی American Idol شرکت کنه و این شیوه بهترین راه برای کمپانی هاست که میون این تکنولوژی جدید جاشون رو پیدا کنن .
وقتی اون شب رفتید ، من به خانواده ام گفتم " خجالت آوره که کسی رو بشناسم که همه ی زمینه ها برای موفقیت رو داره و نتونم هیچ کاری براش انجام بدم. " تصور کن هر سه شنبه و چهارشنبه ما چقدر به خودمون می بالیدیم وقتی میدیدیم که کریس موفقیتش رو ادامه میداد .
وقتی ایمی و اونسنس تو سال 2003 وارد صحنه شدن ، زندگی جذاب شد . من تماس ها و ایمیل های خیلی زیادی از دوستان ، آشنایان و مردم دریافت میکردم که به زور یه یادشون میاوردم .
وقتی تور شروع شد ، من تبدیل به مسئول تهیه ی بلیت شده بودم ، که باید همه ی درخواست ها برای بلیت و اجازه ی ملاقات پشت صحنه با گروه رو عملی کنه .
مردم شروع کرده بودن که با خانواده ی ما به طور متفاوتی برخورد کنن و فکر میکردن ما یه دفعه پولدار شده ایم . فکر می کنن نوبت تو هستش که خرج کنی ( آماده شو که پرداخت تمام صورت حسابهای رستوران رو به عهده بگیری )
زندگی ایمی تبدیل به طوفان شد . سخت میشد که باهاش این ور و اون ور بری . بین همه ی هیجان ها ، نگرانی ها ، تنش ها و شادی های لحظه ای ، خانواده ی ما نیاز به عادی بودن رو درک کرد . با همه ی این ها ، دختر ما هنوز یه جوون 21 ساله از Maumelle بود .
من یه مقاله راجع به Ringo Starr خونده بودم و این که چطور بعد از اولین سفر The Beatles به آمریکا زندگیش تغییر کرد و آرزو داشت به خونه بره و یه وعده غذای معمولی با خانواده اش بخوره .
وقت شام ، اون یه لیوان چایی رو ریختش و شگفت زده شد که خانواده اش با چه نگرانی و سرعتی میخواستن تمیزش کنن و همه چیز رو درست کنن . اونا باهاش مثل پادشاه رفتار میکردن . اون ناراحت شد وقتی فهمید اوضاع دیگه مثل اولش نمیشه .
بعد خوندن این ، خانواده ی من فهمید که عادی بودن چیزیه که به غیر از ما کسی نمیتونه در اختیار ایمی بذاره .
وقتی اون میاد خونه روی مبل پاره ی طبقه ی اول میخوابه ، خودش تختش رو درست می کنه و ظرفاشو توی ماشین ظرف شویی میذاره . اون فقط یکی از بچه هاست و مثل بقیه باهاش رفتار میشه .
من واقعا باور دارم بچه ی شما هم چیزی غیر این نمیخواد . باید یه امنیت واقعی برای پناه بردن از این دیوونگی باشه .
همچنین ، شما ، کیمبرلی ، دنیل و کیتی : از لحظات لذت ببرید ! اما به یاد داشته باشید - عادی بودن چیز زیباییه .
جان لی
نظرات ()